خدایا عاشقتم

به نام خداوند مسافران بی بازگشت...

دختر: دوست دختر جدیدت خوشگله؟ (دختره تو دلش: ایا واقعا از من خوشگل تره) پسر:اره خوشگله (پسر تو دلش: اما تو هنوز زیباترین دختری هستی که من میشناسم) دختر: شنیدم دختر شوخ طبع و جالبیه (درست اون چیزی که من نبودم) پسر: اره همینطوره (ولی در مقایسه با تو هیچی نیست) دختر: خوب پس امیدوارم شما دوتا باهم بمونید (کاش ما دوتا باهم می موندیم) پسر:منم برات ارزوی خوشبختی دارم (چرا این پایان رابطه ما شد؟) دختر:خب...من دیگه باید برم (قبل از اینکه گریه ام بگیره) پسر: اره منم همینطور (امیدوارم گریه نکنی) دختر:خداحافظ (هنوز دوست دارم و دلم برات تنگ میشه) پسر: باشه خداحافظ (بخدا که هیچوقت عشقت از قلبم بیرون نمیره...هرگز) کاش ما ادما حرف دلمون را میزدیم.... كاش.... لعنت به نگفتن حرفایی که عقده میشن....
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مهر1393ساعت 7:10  توسط سارا  | 

مخاطب خاص قدیم

اهای مخاطب خاص قدیم خوب بخون: به سلامتی خودم که به خاطر تو قید بهتر از تو رو زدم به سلامتی خودم که بخاطرت خواستم تک پر باشم اما پری نذاشتی واسه پریدنم. به سلامتی خودم که اگه دروغی هم گفتم بخاطر ترس از دست دادنت بود به سلامتی خودم که در مورد احساسم دروغ نگفتم به سلامتی خودم که خیلی از همون کسایی که مثل چشمت بهشون اعتماد داری بهم نخ دادن و خواستن باهام باشن ولی چون واقعا دوست داشتم به خودم اجازه ندادم حتی بهشون فکر کنم به سلامتی خودم که با وجود اینکه کامل نبودم ولی مطمئنم هیچکس اندازه من به دردت نمیخورد به سلامتیه خودم که چیزایی در موردت شنیدم که خیلی برام تحملش سخت بود ولی نزاشتم تو روحتم با خبر شه چون باورنداشتم به سلامتی خودم که میتونستم ازت انتقام بگیرم ولی نگرفتم به سلامتی خودم که مطمئنم برمیگردی و دلت هنوز بامنه ولی با وجود اینکه هنوزم یه کم دوست دارم ولی دیگه نگاهتم نمیکنم.... بعد از تو سایز دلم دیگه باکسی جور نشد میدونم توهم مثل منی. ولی مطمئن باش اگه تا اخر هم تنها بمونم دیگه چشمامو بهت حتی قرض هم نمیدم.
+ نوشته شده در  جمعه 18 مهر1393ساعت 6:1  توسط سارا  | 

********حتما بخون****** ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺍﺯ ﻣﻮﺑﺎﻳﻠﺖ پﺎﻙ ﻣﻲ ﮐﻨﯽ ... ﻣﺴﻴﺠﺎﺵ ﺩﻳﻠﻴﺖ ﻣﻲ ﺷﻪ ... ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﻣﻴﮕﻲ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﻳﻦ ﺟﻠﻮﻡ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺑﻴﺎﺭﻳﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ... ﺑﺎ ﺟﺎﻱ ﺧﺎﻟﻴﺶ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﺖ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﯽ ؟؟ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﺸﺎﺑﻪ ﺍﺳﻤﯽ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ؟؟ ﺑﺎ ﺍﻫﻨﮕﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﮔﻮﺵ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ؟؟ ﻭﻗﺘﻲ ﻏﺬﺍﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻱ ﻭ ﻳﺎﺩﺵ ﻣﯿﻔﺘﯽ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ؟؟ .. ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯﺕ ﺳﺮﺍﻏﺸﻮ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻥ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ؟؟ ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻴﻜﻪ ﻛﻼﻣﺸﻮ ﻣﻲ ﺷﻨﻮﻱ ﭼﻴﻜﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ؟؟؟ دلم خیلی تنگ شده واسه.... واسه تلفن حرف زدن هر شبمون واسه صبح بخـــیر گفتن هامون واسه مسیج بازی هامون .. واسه ..کجایـــی عشقم ؟ واسه مواظب خـــودت باش .. دلـــــــــم تنگ شده واسه کارهامون واسه قول هامون واسه همه اون چیزایی که قرار بود بشه امــــــــــا نشد !! دلــــــــم حتی واسه دعواهامون غر زدن و بحث و کل کل دلــــــــــم واسه تــــــو و واسه روزای خوبی که باهات داشــــــــتم پر میزنه لعنتی....!!! . . . ﻣﻦ ﻫﻨوزﮔﺎﻫﯽ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ... ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ، ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ، ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ... ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭا ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ..
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 مهر1393ساعت 11:37  توسط سارا  | 

عید غدیر پیشاپیش مبترک

ﺩﺍﺩﺍﺷﯿــــــــﺎ ﺁﺑﺠﯿـــــــــــﺎ ﺁﯾﻔﻮﻥ ﺩﺍﺭﺍ :((( ﻭﺭﺯﺷــــــﮑﺎﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘـــــــــﯽ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻫﺎ ﮔﻨــــــــﺪﻩ ﻫﺎ ﻣﻐــــــــﺮﻭﺭﺍ ﭘﺎﺳﺘﯿـــﻞ ﺧﻮﺭﺍ ﻋﻤـــــــﻪ ﺩﺍﺭﺍ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﭘﻮﺸــــــﺎ ﺗﻪ ﺭﯾـــــــــﺶ ﺩﺍﺭﺍ ﺗـــــــــﮏ ﭘﺮﺍ ﭘﺮﻧﺴﺴــــــــﺎ ﻣــــــــــــﺪﻼ ﻋﮑﺎﺳـــــــــﺎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯾـــــــﺎ :|| ﺩﻫــــــﻪ 60 ﺍﯾﺎ ﺩﻫــــــﻪ 70 ﺍﯾﺎ ﻫـــــــــﻮﯾﺠﺎ ﻣﺤﺼـــــــــﻼ‌ *ﻣﺪﯾﺮ ﺳﺎﯾﺖ* ﻋﯿﺪ ﻫﻤﺘﻭﻥ ﻣﺒﺎﺮﮎ :) ﻻ‌ﯾﮏ: ﻋﯿﺪ ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺒﺎﺭﮎ ^____^
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مهر1393ساعت 7:9  توسط سارا  | 

عاشقشممم...

عاشقشم... ﺗـــــــــﻮﯼ ﺯﻧـــــــﺪﮔﯽ ﻫــﺮ ﺁﺩﻣـــﯽ ﯾــﻪ ﻧﻔـــــﺮ ﻫﺴــﺖ ﮐــــﻪ . . . ﻫﯿﭽـــﻮﻗــــﺖ ﻫﯿﭽـــﻮﻗــــﺖ ﻫﯿﭽـــﻮﻗــــﺖ ﻓﺮﺍﻣــــــــﻮﺵ ﻧﻤﯿﺸـــــﻪ… ﯾـــــﻪ ﻧﻔـــﺮ ﮐـــﻪ ﺍﺯ ﻫﻤــﻪ ﯼ ﺩﻧﯿــــﺎ ﺑﯿﺸﺘــــﺮ ﺩﻭﺳﺘـــﺶ ﺩﺍﺭﯼ ! یـــــﻪ ﻣﺨﺎﻃــــﺐ ﺧــــــﺎﺹ ﮐــــــﻪ ﻫﺮﭼﻘــــﺪﺭﻫـــــــﻢ ﺑــــــﺰﺭﮒ ﺑـــــــﺎﺷـــﯽ ﺩﺭ ﻣﻘــــﺎﺑــــــﻞ ﺍﻭﻥ ﺧﻮﺩﺗــــﻮ ﮐﻮﭼــــﯿﮏ ﻣﯿــــﺪﻭﻧﯽ… يكى كه بودنش جبران همه "نبودناى" دنياس... اونيكه فقط يه لحظه... يه ثانيه... يه نفس از عطرش منو همون ديوونه اى ميكنه كه بودم ... این ﭘﺴﺖ ﻓﻘـــــــــــﻂ ... ﺑــــــﻪ ﯾــــــﺎﺩ ﻫﻤـــــﻮﻥ ﯾــــﻪ ﻧﻔـــــﺮ . .
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مهر1393ساعت 7:6  توسط سارا  | 

کی برده پس...

دلم برا روزایی که نمیشناختمت تنگ شده! روزایی که بهم میگفتیم شما! روزایی که دسته همو نمیگرفتیم از خجالت! روزایی که اگه میخواستیم بغله هم بشینیم یه وجب بینمون فاصله بود! روزایی که با یه بوس عاشق شدیم! روزایی که اسمه همو بی دلیل صدا میکردیم تا اون (جانم) رو بشنویم! روزایی که از یه ثانیه بعدمون خبر نداشتیم ولی برا چند ماهه بعدمون حرف میزدیم! روزایی که اهنگ پیشوازامون براهم بود! روزایی که لباس پوشیدنامون به سلیقه هم بود! روزایی که از کجا تا کجا میرفتیم تا فقط چند دقیقه همو ببینیم! روزایی که هرروز از هم میپرسیدیم چقدر دوسم داری؟ تنهام نمیزاری؟ روازیی که اسمه همدیگرو همه چی سیو میکردیم جز اسم خودمون! روزایی که..... من که باختم! توام باختی ! کی برده پس؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 مهر1393ساعت 8:39  توسط سارا  | 

شعرهای کودکی...

مروری بر شعرهای بچگی:/ ?????????????????? دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده، سواد داری؟( خو چه ربطی داشت؟) نوچ نوچ بی سوادی؟ نوچ نوچ پس تو خر من هستی !!!!! ........... این یکیش خیلی خارجیه: آن مان نباران دو دو اسکاچی آنی مانی کلاچی!!! (یعنی چی آخه! لامصب توهیچ دیکشنری نبود؟!!) ?? ده بیست سه پونزده هزار و شصت و شونزده هرکی میگه شونزده نیست! خاله پیرزن خونه نیس جون من برید تو نخ ادامه ش!!! خاله پیرزن خونه نیست! آخه رفته انگلیس! تا بخره خودنویس! خودنویسش گرونه دونه ای یه قرونه!!!(اون موقع واحد پول انگلیس قرون بوده!) ??------- این یکی که دیگه اینقدر تاثیر گذار بوده که الانم میگیمش!! اتل متل توتوله! گاو حسن چه جوره! نه شیر داره نه شیردون شیرشو بردن هندستون یک زن کردی بستون! (و اینگونه بود که از هند به کردستان سفر کردیم!) ------- حسن یک، حسن دو، حسن سه...حسن ده حسن دنده به دنده! حسن بشقاب پرنده! حسن چرا نمیخنده! (و بعد در کمال تعجب و ناباوری!!!) حسن میشینه میخنده! حسن نوکر بنده! ?? و به این ترتیب ما اسکول وار بزرگ شدیم..... کپی کردنش عشق میخواد ... ??✋
+ نوشته شده در  جمعه 11 مهر1393ساعت 9:11  توسط سارا  | 

آرزو...

دیشب چشم هایم را بر هم گذاشتم و آرزویی در دل کردم آرزویی هر چند بچه گانه هر چند از روی دل هر چند می دانم ممکن است به آرزویم نرسم ولی حتی اگر به آرزویم نرسم٬ من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کنی با تو هستم و خواهم بود هرگز تو را فراموش نخواهم کرد حتی اگر فاصله ها باعث دوری دیده ها گردد همیشه در دلم خواهی ماند جایی که جای هیچ کسی نیست بجز تو و هیچ کسی نمی تواند جای تو را در دلم بگیرد… نگاه معصومت در یاد من همیشه جاوید است برای همیشه…
+ نوشته شده در  جمعه 11 مهر1393ساعت 9:4  توسط سارا  | 

هر وقت مادر شدم...

مامان که شدم : به پسرم خیلی محبت میکنم اونقدری که بزرگ شد باعشقش مثل یه پرنسس رفتار کنه تاعشقش بفهمه که پسرم تودستای یه ملکه بزرگ شده!! روزا دستاشو میگیرم و چنان با محبت بغلش میکنم که بغل کردن عاشقونه رو با تموم وجودش یاد بگیره ! بهش یادمیدم که همه ی آدمها خصوصا همسرشون تشنه محبتند و پنهون کردن عشق و علاقه زندگیشو سرد می کنه! بهش یاد میدم که خانما اقابالا سر و سایه ی سر نمیخوان ، عشق ، دوست و همراه صمیمی میخوان بهش یاد میدم که هیچوقت دل عشقش رو نشکونه ، چون دیگه نمیتونه ترمیمش کنه بهش یاد میدم اونقدعاشقونه به عشقش نگا کنه انگار قحطی آدمه به پسرم یاد میدم که عشقشو عاشقونه بغل کنه نه ازروی عادت و هوس براش کادو های کوچک با معنی میخرم تا کادو دادن به آدم هایی که دوستشون داره بشه فرهنگش ! بهش اونقدر حرفهای محبت آمیز می زنم که کلام پر مهر بشه ورد کلامش !! همه اینکارا رو می کنم تا پسرم همونی بشه که همیشه از عشق ایده آل تو ذهنم بوده و هست . اینطوری هم خودش از زندگی لذت ببره و هم عشقش
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 شهریور1393ساعت 0:11  توسط سارا  | 

اولاش با اس ام اس سلام صبح بخیر عشقم بیدار میشے... روزها میگذره دیگه از اس ام اس های اول صبحے خبری نیست ظهر که میشه میگه؛چطوری عزیزم؟ بعد چند وقت دم دمای غروب میگه؛کلے سرش شلوغ بوده و از تو میپرسه روز رو چجوری گذروندی؟ خودتو قانع میکنے به این که گرفتاره... سرش شلوغه... کار داره... اما ته دلت میدونے داره تموم میشه همه چے... کم کم میشه یه اس ام اس آخر شبے و یه شب بخیر ساده... اون موقع است که یاد میگیری بغض هاتو قورت بدی... روزها میگذره... نه دیگه تو هستے،نه اون... با یک اس ام اس مواظب خودت باش جدایے به نفعه هردومونه تو لایق بهترینایے و... همه چیز تموم میشه... تو میمونے و یه گذشته... اون موقع است که هر جا حرف از یه رابطه میشه بغضتو محکم قورت میدی تا کسی درداتو نفهمه......اون موقع است که<<<تنهایی>>> واست مقدس میشه... Khaaaaaaaas
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 شهریور1393ساعت 0:3  توسط سارا  | 

اولاش با اس ام اس سلام صبح بخیر عشقم بیدار میشے... روزها میگذره دیگه از اس ام اس های اول صبحے خبری نیست ظهر که میشه میگه؛چطوری عزیزم؟ بعد چند وقت دم دمای غروب میگه؛کلے سرش شلوغ بوده و از تو میپرسه روز رو چجوری گذروندی؟ خودتو قانع میکنے به این که گرفتاره... سرش شلوغه... کار داره... اما ته دلت میدونے داره تموم میشه همه چے... کم کم میشه یه اس ام اس آخر شبے و یه شب بخیر ساده... اون موقع است که یاد میگیری بغض هاتو قورت بدی... روزها میگذره... نه دیگه تو هستے،نه اون... با یک اس ام اس مواظب خودت باش جدایے به نفعه هردومونه تو لایق بهترینایے و... همه چیز تموم میشه... تو میمونے و یه گذشته... اون موقع است که هر جا حرف از یه رابطه میشه بغضتو محکم قورت میدی تا کسی درداتو نفهمه......اون موقع است که<<<تنهایی>>> واست مقدس میشه... Khaaaaaaaas
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 شهریور1393ساعت 0:3  توسط سارا  | 

روز دختر مباررررکککک

ﻳﻨﻲ ﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻗﻪ ي ﻛﺮﻓﺴﻢ ﺩاﺭﻳﻢ اﻣﺎ... . . . . . ﺭﻭﺯ ﭘﺴﺮ ﻧﺪاﺭﻳﻢ,ﺧﺨﺨﺨﺦ ﺩﺧﻤﻼ ﺩﻗﺖ ﻛﺮﺩﻳﻦ اﻳﻨﺮﻭﺯا ﭼﻘﺪ ﭘﺮﭼﻤتﻮﻥ ﺗﻮ اااﻭﺟﻪ ﺧشدﻼ ﺩﺳﺘﺎﺭا ﺑﺒﺮﻳﺪ ﺑﺎﻻ ↑ ﺣﺎﻻ اﻣﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﺪ ﺟﻬﺎﻥ°_°روز دخمل مبارک
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 9:22  توسط سارا  | 

روز دختر مباررررکککک

ﻳﻨﻲ ﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﺳﺎﻗﻪ ي ﻛﺮﻓﺴﻢ ﺩاﺭﻳﻢ اﻣﺎ... . . . . . ﺭﻭﺯ ﭘﺴﺮ ﻧﺪاﺭﻳﻢ,ﺧﺨﺨﺨﺦ ﺩﺧﻤﻼ ﺩﻗﺖ ﻛﺮﺩﻳﻦ اﻳﻨﺮﻭﺯا ﭼﻘﺪ ﭘﺮﭼﻤتﻮﻥ ﺗﻮ اااﻭﺟﻪ ﺧشدﻼ ﺩﺳﺘﺎﺭا ﺑﺒﺮﻳﺪ ﺑﺎﻻ ↑ ﺣﺎﻻ اﻣﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﻴﺪ ﺟﻬﺎﻥ°_°روز دخمل مبارک
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 9:22  توسط سارا  | 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﺑﯽ ﺍﺧـﺘﯿﺎﺭ ﻋﮑﺴﺎﻣﻮ ﻧﮕـ‌ﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؛ ﺍَﺷڨـ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺕ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﯿﺰﻧﻪ . . . ﺑﻌﺪ ﺯﯾﺮ ﻟَبــ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ : " ﺩﻟـ♥ﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤـ‌ٔﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎتـ ، ﻟﻮﺱ ﺷﺪﻧﺎتـ ، ﺧﻨﮓ ﺑﺎﺯﻳﺎتـ ، ﻗـﻬﺮ ﮐﺮﺩﻧﺎتـ ، اَذيـ‌تـ کردناتـ ، اَذيـ‌تـ شدناتـ و دم نزدناتـ ، گري‍‌ه کردناى بـ-ـى صـداتـ ، تيـپ زدناتـ ، اَبـرو بالا پايـين انداختنـاتـ ، مظلـوم بودناتـ ،بـغل کردناتـ ،گذشتـ کردناتـ ، مـ‌هربونيـاتـ ، ﺷﯿـ‌ﻄﻮﻧﯿﺎتـ . . . تــَـ‌نـگـٔ ﺷــ‌‌ﺪﻩ " ﺑﻌﺪ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﯽ ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻣﯿﺮﯼ ﯾﻪ ﺷﺎﺧ‍‌‌‍‌ه ﮔ‍❇ﻞ ﻣﯿﺨﺮﯼ ﻣﯿ‍ﺎﯼ ﭘﯿﺸــﻢ ؛ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻣـ‌ﺪﯼ ﭘﯿﺸﻢ . . . ﺯﺍﻧـ‌ﻮ ﻣﯿـ-ـﺰﻧﯽ , ﺩﺳـ‌ﺘﺎﺗﻮ ﻣ‍ُﺸتـ ﻣﯿﮑـ-ـﻨﯽ ﻣﯿﮕﯽ : " ﻟـ‌عـﻨﺘﯽ ﭘﺎﺷــ‌ﻮ ، ﺑﺮﮔـ-ـﺮﺩ . . . ✖ بی تـ‌و خیلی تنـ‌هام . . . ﺩﯾﮕ‍ﻪ ﻧﻤﯿـﺘﻮﻧَـﻢ ﺑﯽ ﺗـ‌ﻮ ﺑﻤـﻮﻧﻢ " ✖ ﺍﻣّ‌‌‍ﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺳﮑﻮتـِ ﻣـﻦ ﻣﻮﺍﺟ‍‌ﻪ ﻣـﯿﺸـ-ـﯽ !. . . ﺍﺯ ﺟـآتـ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﯽ ﻭ ﮔ❇ﻞ ﺭﻭ ﻣﯿـ‌ﺰﺍﺭﯼ ﺳَـﺮ ﺧـ‌اﮐـﻢ ﺑﻌـ‌ﺪ ﻣﯿـ-ـﺮﯼ . . . ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓـ‌ﺮﺩﺍ ﺗﮑـﺮﺍﺭ ﻣﯿﺸ‍ﻪ . . . ﺍﻣّ‌ﺎ ﺍﻭﻧﯽ کـه ﺭَﻓـﺘ‍‌ﻪ ، ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽــ‌ﻮﻗتـ ﻧﻤــ‌ﯿﺎﺩ. . . به سلامـتی اون روز که مـن سِـفيـ‌د بپوشمـو همتــ‌ون مِـشکـی . . .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 9:19  توسط سارا  | 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﺑﯽ ﺍﺧـﺘﯿﺎﺭ ﻋﮑﺴﺎﻣﻮ ﻧﮕـ‌ﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؛ ﺍَﺷڨـ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺕ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﯿﺰﻧﻪ . . . ﺑﻌﺪ ﺯﯾﺮ ﻟَبــ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ : " ﺩﻟـ♥ﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤـ‌ٔﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎتـ ، ﻟﻮﺱ ﺷﺪﻧﺎتـ ، ﺧﻨﮓ ﺑﺎﺯﻳﺎتـ ، ﻗـﻬﺮ ﮐﺮﺩﻧﺎتـ ، اَذيـ‌تـ کردناتـ ، اَذيـ‌تـ شدناتـ و دم نزدناتـ ، گري‍‌ه کردناى بـ-ـى صـداتـ ، تيـپ زدناتـ ، اَبـرو بالا پايـين انداختنـاتـ ، مظلـوم بودناتـ ،بـغل کردناتـ ،گذشتـ کردناتـ ، مـ‌هربونيـاتـ ، ﺷﯿـ‌ﻄﻮﻧﯿﺎتـ . . . تــَـ‌نـگـٔ ﺷــ‌‌ﺪﻩ " ﺑﻌﺪ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﯽ ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻣﯿﺮﯼ ﯾﻪ ﺷﺎﺧ‍‌‌‍‌ه ﮔ‍❇ﻞ ﻣﯿﺨﺮﯼ ﻣﯿ‍ﺎﯼ ﭘﯿﺸــﻢ ؛ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻣـ‌ﺪﯼ ﭘﯿﺸﻢ . . . ﺯﺍﻧـ‌ﻮ ﻣﯿـ-ـﺰﻧﯽ , ﺩﺳـ‌ﺘﺎﺗﻮ ﻣ‍ُﺸتـ ﻣﯿﮑـ-ـﻨﯽ ﻣﯿﮕﯽ : " ﻟـ‌عـﻨﺘﯽ ﭘﺎﺷــ‌ﻮ ، ﺑﺮﮔـ-ـﺮﺩ . . . ✖ بی تـ‌و خیلی تنـ‌هام . . . ﺩﯾﮕ‍ﻪ ﻧﻤﯿـﺘﻮﻧَـﻢ ﺑﯽ ﺗـ‌ﻮ ﺑﻤـﻮﻧﻢ " ✖ ﺍﻣّ‌‌‍ﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺳﮑﻮتـِ ﻣـﻦ ﻣﻮﺍﺟ‍‌ﻪ ﻣـﯿﺸـ-ـﯽ !. . . ﺍﺯ ﺟـآتـ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﯽ ﻭ ﮔ❇ﻞ ﺭﻭ ﻣﯿـ‌ﺰﺍﺭﯼ ﺳَـﺮ ﺧـ‌اﮐـﻢ ﺑﻌـ‌ﺪ ﻣﯿـ-ـﺮﯼ . . . ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓـ‌ﺮﺩﺍ ﺗﮑـﺮﺍﺭ ﻣﯿﺸ‍ﻪ . . . ﺍﻣّ‌ﺎ ﺍﻭﻧﯽ کـه ﺭَﻓـﺘ‍‌ﻪ ، ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽــ‌ﻮﻗتـ ﻧﻤــ‌ﯿﺎﺩ. . . به سلامـتی اون روز که مـن سِـفيـ‌د بپوشمـو همتــ‌ون مِـشکـی . . .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 9:18  توسط سارا  | 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﺑﯽ ﺍﺧـﺘﯿﺎﺭ ﻋﮑﺴﺎﻣﻮ ﻧﮕـ‌ﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؛ ﺍَﺷڨـ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺕ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﯿﺰﻧﻪ . . . ﺑﻌﺪ ﺯﯾﺮ ﻟَبــ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ : " ﺩﻟـ♥ﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤـ‌ٔﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎتـ ، ﻟﻮﺱ ﺷﺪﻧﺎتـ ، ﺧﻨﮓ ﺑﺎﺯﻳﺎتـ ، ﻗـﻬﺮ ﮐﺮﺩﻧﺎتـ ، اَذيـ‌تـ کردناتـ ، اَذيـ‌تـ شدناتـ و دم نزدناتـ ، گري‍‌ه کردناى بـ-ـى صـداتـ ، تيـپ زدناتـ ، اَبـرو بالا پايـين انداختنـاتـ ، مظلـوم بودناتـ ،بـغل کردناتـ ،گذشتـ کردناتـ ، مـ‌هربونيـاتـ ، ﺷﯿـ‌ﻄﻮﻧﯿﺎتـ . . . تــَـ‌نـگـٔ ﺷــ‌‌ﺪﻩ " ﺑﻌﺪ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﯽ ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻣﯿﺮﯼ ﯾﻪ ﺷﺎﺧ‍‌‌‍‌ه ﮔ‍❇ﻞ ﻣﯿﺨﺮﯼ ﻣﯿ‍ﺎﯼ ﭘﯿﺸــﻢ ؛ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻣـ‌ﺪﯼ ﭘﯿﺸﻢ . . . ﺯﺍﻧـ‌ﻮ ﻣﯿـ-ـﺰﻧﯽ , ﺩﺳـ‌ﺘﺎﺗﻮ ﻣ‍ُﺸتـ ﻣﯿﮑـ-ـﻨﯽ ﻣﯿﮕﯽ : " ﻟـ‌عـﻨﺘﯽ ﭘﺎﺷــ‌ﻮ ، ﺑﺮﮔـ-ـﺮﺩ . . . ✖ بی تـ‌و خیلی تنـ‌هام . . . ﺩﯾﮕ‍ﻪ ﻧﻤﯿـﺘﻮﻧَـﻢ ﺑﯽ ﺗـ‌ﻮ ﺑﻤـﻮﻧﻢ " ✖ ﺍﻣّ‌‌‍ﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺳﮑﻮتـِ ﻣـﻦ ﻣﻮﺍﺟ‍‌ﻪ ﻣـﯿﺸـ-ـﯽ !. . . ﺍﺯ ﺟـآتـ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﯽ ﻭ ﮔ❇ﻞ ﺭﻭ ﻣﯿـ‌ﺰﺍﺭﯼ ﺳَـﺮ ﺧـ‌اﮐـﻢ ﺑﻌـ‌ﺪ ﻣﯿـ-ـﺮﯼ . . . ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓـ‌ﺮﺩﺍ ﺗﮑـﺮﺍﺭ ﻣﯿﺸ‍ﻪ . . . ﺍﻣّ‌ﺎ ﺍﻭﻧﯽ کـه ﺭَﻓـﺘ‍‌ﻪ ، ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽــ‌ﻮﻗتـ ﻧﻤــ‌ﯿﺎﺩ. . . به سلامـتی اون روز که مـن سِـفيـ‌د بپوشمـو همتــ‌ون مِـشکـی . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 شهریور1393ساعت 9:18  توسط سارا  | 

خیلی وقته ک دیگه اون نیست...ک براش حرف بزنم.. با ذوق از اتفاقای روزمره براش بگم... اونم بگه ای جونم..ای شیطون.. خیلی وقته دستی نیست ک با موهام بازی کنه..و اروم زمزمه کنه عشق خودمی... خیلی وقته ک شبا چشمم ب گوشیم نیس..:-(ک ازش اس ام اس بیاد تا اندازه کل خوشیای دنیا ذوق کنم.. خیلی وقته ک ب هرکسی میرسم با ی دنیا شادی ازش تعریف نمیکنم... اما.... دیگر حاضر نیستم تنهاییمو با کسی قسمت کنم:-( دیگه هیچکس اون نمیشه..:-(
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 11:18  توسط سارا  | 

خیلی وقته ک دیگه اون نیست...ک براش حرف بزنم.. با ذوق از اتفاقای روزمره براش بگم... اونم بگه ای جونم..ای شیطون.. خیلی وقته دستی نیست ک با موهام بازی کنه..و اروم زمزمه کنه عشق خودمی... خیلی وقته ک شبا چشمم ب گوشیم نیس..:-(ک ازش اس ام اس بیاد تا اندازه کل خوشیای دنیا ذوق کنم.. خیلی وقته ک ب هرکسی میرسم با ی دنیا شادی ازش تعریف نمیکنم... اما.... دیگر حاضر نیستم تنهاییمو با کسی قسمت کنم:-( دیگه هیچکس اون نمیشه..:-(
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 شهریور1393ساعت 11:17  توسط سارا  | 

بعضــی دردها مثــل " چایــی میــمونن با گــذشت " زمان " سـرد " میشن ، ولی " تلخیـش " از بین نمیره #
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 شهریور1393ساعت 11:54  توسط سارا  | 

ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ: ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼﯼ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻟﻤﺲ ﻧﮑﺮﺩﯼ ! . ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ : ﻋﺸﻘﯽ ﮐﻪ ﻃﺎﻟﻌﺶ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ! . ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ: ﺷﺒﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﯼ و ﻧﺪﻭﻧﺴﺘﯽ ﭼﺮﺍ ... . ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ : ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﺳﻤﺶ ﺩﻟﻪ ... ﻧﺼﻔﺶ ﺁﻩ ﻭ ﻧﺼﻔﺶ ﮔﻠﻪ ... . ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ : ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺩﻟﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ . ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯾﻪ : ﺍﻭﻧﻰﻛﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺷﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﺶ ! . ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ : ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﺶ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯﻡ ﺩﻟﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﺷﻤﺎﺭﺷﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﯽ .. . ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﺍ ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﯾﺸﻮ ﻗﺪﺷﻮﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻌﺮﻓﺘﺸﻮﻥ ! . ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ : ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﻧﺎﺯﻭ ﭘﻮﺳﺘﺎﯼ ﺻﺎﻓﺸﻮﻥ ! ﻭﺍﺳﻪ ﻗﻠﺒﺎﯼ ﭘﺎﮐﺸﻮﻥ ......... . . ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺣﺮﻓﺎﻡ ... ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺮﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺭﺩﺍﻡ
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 15:54  توسط سارا  | 

ﺗَﻌَﻬُﺪ ﺩﺍﺷﺘَﻦ ﻋَﻤﯿﻖ ﺗَﺮﯾﻦ ﺣِس ﺩُﻧﯿﺎﺳﺖ ... ﺍﯾﻦ ﮐِﻪ ﺑِﻪ ﮐَﺴﯽ ﺗَﻌَﻠُﻖ ﺩﺍﺷﺘِﻪ ﺑﺎﺷﯽ ، ﺍﯾﻦ ﮐِﻪ ﺑِﺪﻭﻧﯽ ﺳَﻬﻢِ ﮐَﺴﯽ ﻫَﺴﺘﯽ ﻭَ ﻋﺎﺷِﻘﺎﻧِﻪ ﺩﻭﺳﺘِﺖ ﺩﺍﺭِﻩ ، ﺍﯾﻦ ﮐِﻪ ﺑِﺪﻭﻧﯽ ﻫَﻤِﻪ ﻭﺟﻮﺩِ ﻋِﺸﻘِﺖ ، حَتی ﻧِﮕﺎﻫِﺶ ﻓَﻘَﻂ ﻭَ ﻓَﻘَﻂ ﻣﺎﻝِ ﺧُﻮﺩِﺕ ﻫَﺴﺖ ﻧَﻪ ﻫﯿﭽﮑَسِ ﺩیگَر ... ﻫﻤﯿﻦ ﮐِﻪ ﺍِﺣﺴﺎﺱ ﮐُﻨﯽ ﺗﻮﯼِ ﺩُﻧﯿﺎﯼِ ﺑِﻪ ﺍﯾﻦ ﺑُﺰُﺭﮔﯽ ﯾِﮏ ﻧَﻔَﺮ ﻫَﺴﺖ ﮐِﻪ ﺧِﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺘِﺖ ﺩﺍﺭِﻩ ﻭَ ﺩِﻟِﺶ ﺑَﺮﺍت ﺗَﻨﮓ میشِه ! ﻣُﻬِﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻦ ﺗَﻌَﻬُﺪ ﺍِﻣﻀﺎﺀ بِشِه ﺗﻮﯼِ ﯾِﮏ ﺗِﮑِﻪ ﮐﺎﻏَﺬِ ﺑﯽ ﺍَﺭﺯِﺵ ﯾﺎ نَه ، ﮐِﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻏَﺬ ﭘﺎﺭِﻩﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺯﯾﺎﺩ ﺍِﻣﻀﺎﺀ ﺷُﺪَن ﻭَ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻧَﻤوندَن ! ﻋِﺸﻖ ﺍَگِه ﻋِﺸﻖ ﺑﺎشِه ، ﺍَصلِش ﺟﺎﯼِ ﺩﯾﮕِﻪﺍﯼ ﺳَﻨَﺪ ﺧُﻮﺭﺩِﻩ ، ﺗﻮ ﺩِلِ ﻣَﻦ ﻭَ ﺗﻮ... ﺩُﺭُﺳﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮐِﻪ ﺿَﺮَﺑﺎﻥ ﻣﯽﮔﯿﺮِه ﺍَﺯ ﺍِحساسِ ﻭُﺟﻮﺩِﺵ ، ﺟﺎﯾﯽ ﻭَﺳَﻂِ ﻗَﻠﺐِ ﻣَﻦ ﻭَ ﺗُﻮ !!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 15:50  توسط سارا  | 

تعهد..

ﺗَﻌَﻬُﺪ ﺩﺍﺷﺘَﻦ ﻋَﻤﯿﻖ ﺗَﺮﯾﻦ ﺣِس ﺩُﻧﯿﺎﺳﺖ ... ﺍﯾﻦ ﮐِﻪ ﺑِﻪ ﮐَﺴﯽ ﺗَﻌَﻠُﻖ ﺩﺍﺷﺘِﻪ ﺑﺎﺷﯽ ، ﺍﯾﻦ ﮐِﻪ ﺑِﺪﻭﻧﯽ ﺳَﻬﻢِ ﮐَﺴﯽ ﻫَﺴﺘﯽ ﻭَ ﻋﺎﺷِﻘﺎﻧِﻪ ﺩﻭﺳﺘِﺖ ﺩﺍﺭِﻩ ، ﺍﯾﻦ ﮐِﻪ ﺑِﺪﻭﻧﯽ ﻫَﻤِﻪ ﻭﺟﻮﺩِ ﻋِﺸﻘِﺖ ، حَتی ﻧِﮕﺎﻫِﺶ ﻓَﻘَﻂ ﻭَ ﻓَﻘَﻂ ﻣﺎﻝِ ﺧُﻮﺩِﺕ ﻫَﺴﺖ ﻧَﻪ ﻫﯿﭽﮑَسِ ﺩیگَر ... ﻫﻤﯿﻦ ﮐِﻪ ﺍِﺣﺴﺎﺱ ﮐُﻨﯽ ﺗﻮﯼِ ﺩُﻧﯿﺎﯼِ ﺑِﻪ ﺍﯾﻦ ﺑُﺰُﺭﮔﯽ ﯾِﮏ ﻧَﻔَﺮ ﻫَﺴﺖ ﮐِﻪ ﺧِﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺘِﺖ ﺩﺍﺭِﻩ ﻭَ ﺩِﻟِﺶ ﺑَﺮﺍت ﺗَﻨﮓ میشِه ! ﻣُﻬِﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻦ ﺗَﻌَﻬُﺪ ﺍِﻣﻀﺎﺀ بِشِه ﺗﻮﯼِ ﯾِﮏ ﺗِﮑِﻪ ﮐﺎﻏَﺬِ ﺑﯽ ﺍَﺭﺯِﺵ ﯾﺎ نَه ، ﮐِﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻏَﺬ ﭘﺎﺭِﻩﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺯﯾﺎﺩ ﺍِﻣﻀﺎﺀ ﺷُﺪَن ﻭَ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻧَﻤوندَن ! ﻋِﺸﻖ ﺍَگِه ﻋِﺸﻖ ﺑﺎشِه ، ﺍَصلِش ﺟﺎﯼِ ﺩﯾﮕِﻪﺍﯼ ﺳَﻨَﺪ ﺧُﻮﺭﺩِﻩ ، ﺗﻮ ﺩِلِ ﻣَﻦ ﻭَ ﺗﻮ... ﺩُﺭُﺳﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮐِﻪ ﺿَﺮَﺑﺎﻥ ﻣﯽﮔﯿﺮِه ﺍَﺯ ﺍِحساسِ ﻭُﺟﻮﺩِﺵ ، ﺟﺎﯾﯽ ﻭَﺳَﻂِ ﻗَﻠﺐِ ﻣَﻦ ﻭَ ﺗُﻮ !!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 15:47  توسط سارا  | 

کــــاش جایــــی برویــــم...! تابلویــــی داشـتــــه باشـــــد... کــــه رویــــش خـــــدا نـوشتــــه باشـــد: پــــــایــــــان تمــــــــام دلتنگـــی هــــــا...........................!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 15:43  توسط سارا  | 

شــــــب بود... یه عــــــده تو بـــــغل عشــــقـــــــشون بودن... یه عــــــده هم داشتن باگــــوشــــی باعــــشقشـــون حرف میزدن...! مـــنم پتـــــومــــــو ســـرکشــــیدم بُغضـــــمو قُــــورت دادم ... و چشمــــــامـــــوبستم... "گفـــــــــــتم بــــــــه درک که تنهـــــــــــــــــام......!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 15:40  توسط سارا  | 

ﯾﮑﯽ ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﺗﻮ ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺩﺭﻭﻏﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯽ ...ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭیه ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﻣﻦ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ ﻓﺮﺽ ﮐﺮﺩﯼ ... ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺧﯿﺎﻧﺘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻬﻢ ﮐﺮﺩﯼ ...ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺩﻟﺨﻮﺷﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ : ﻫﺮ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﻨﻪ ... ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﻫﻤﻪ ﻗﻮﻻﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﺩﯼ ﺯﯾﺮﺵ ...ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﻓﻘﻂ ﺣﺮﻓﻪ ... ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺍﻭﻥ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺯﺩﻧﺶ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻢ ﻭ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﯼ ...ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﺨﺸﯿﺪﻣﺖ ... ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯽ : ‏( ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ مثله ﻗﺒﻞ ﻣﯿﺸﻪ ‏) ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯﻡ ﺣﺮﻑ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺣﺮﻑ ... ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ... ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺑﯽ ﻣﻌﺮﻓﺘﯿﺎﺕ ﻭ ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺎﺕ ... میزنم ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺻﺒﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭﺍﺗﻮ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﻡ ... ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺪﯼ ... ﺑﺰﻥ ﺑﻪ ﺳﻼمتیه ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﺖ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯿﺸﻦ ... ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﻪ سلامتیه ﺭﻭﺯه ﺍﻭﻝ ﺁﺷﻨﺎﯾﯿﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﺮﻓﺎﺕ فکر ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺪﺭﺩﯼ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻧﻪ... ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺭﺩﯼ ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 15:33  توسط سارا  | 

مطالب قدیمی‌تر